ADv

ADv

ADv

ADv

دربارۀ وبلاگ

    وبلاگ حقوقي حمید داودآبادی فراهانی

    حمید داودآبادی فراهـانی
      رتبه یک کارشناسی ارشد حقوق خصوصی
        وكيل دادگستري و عضو كانون وكلاي مركز

وبلاگ حقوقي نيما جهانشيري

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوي گوگل

وبلاگ حقوقي نيما جهانشيري

بايگاني

دوستان حقوقی

دوستان حقوقی

تعریف اصول فقه

نوشته : حمید داودآبادی فراهانی |
اصولیون تعریف های مختلفی از علم اصول فقه ارایه داده اند

اگر بخواهیم بهترین تعریف علم اصول فقه را بیان کنیم می گوییم:

اصول فقه علمی است که در آن به یک سری قواعد علم پیدا می کنیم که با این قواعد حکم و قانون را استنباط می کنیم


برچسب‌ها: تعریف علم اصول فقه, اصول فقه, مبادی اصول فقه, مسائل علم اصول فقه

تعریف اصول فقه - تعریف فقه

نوشته : حمید داودآبادی فراهانی |

" اصول فقه " لفظی است مرکب، که برای روشن شدن تعریف آن، در ابتدا مقدماتی را بیان می کنیم . 

 اصول : جمع مکسر اصل است

اصل در لغت به معنای ریشه ، پایه ، بنیاد است و  در اصطلاح اصولیون به معنای دلیل است

 فقه در لغت به معنای علم، فهم عمیق و دانستن است و در اصطلاح یعنی » الفقه هو العلم بالاحکام الشرعیة الفرعیة عن ادلتها التفصیلیّة 

: یعنی  فقه عبارت است از علم به احکام شرعی فرعی از روی دلایل تفصیلی آن احکام

 

اکنون به بررسی قیود این تعریف می پردازیم :

1 – شرعیه : با این قید متوجه می شویم که در این علم، احکام عقلی ( مانند ریاضی، منطق، جغرافی، عربی، فلسفه، منطق و ... ) مورد بررسی قرار نمی گیرد

2 – فرعیه : با این قید متوجه می شویم که این علم، علم بررسی فروع دین ( مانند نماز، روزه، حج و ... ) است و نه اصول دین ( توحید، معاد، نبوت، عدل، عدالت ) که با عقل ثابت می شود .  

 3 – ادله تفصیلیه :

علم در یک تقسیم به اجمالی و تفصیلی تقسیم می شود

به این جملات دقت کنید :

جمله اول : هنگامی که از مقلدی سوال شود که چرا غسل واجب است، در جواب می گوید : چون مرجع تقلیدم گفته . حال اگر از یک مرجع تقلید سوال کنند که چرا غسل واجب است، دلایل مفصلی از آیات و روایات می آورد .

جمله دوم : هنگامی که از مقلدی سوال شود که چرا خوردن شراب حرام است، در جواب می گوید : چون مرجع تقلیدم گفته . حال اگر از یک مرجع تقلید سوال کنند که چرا خوردن شراب حرام است ، دلایل مفصلی از آیات و روایات می آورد .

اگر دقت نمایید، در هر دو جمله فوق، مقلد فقط یک دلیل می آورد و آن یک دلیل این است که " مرجع تقلیدم گفته است " که به این حالت علم اجمالی و مختصر می گوییم ولی مرجع تقلید در هر مسیله ای دلایل مفصل و متفاوتی می آدرد که به این حالت علم تفصیلی می گوییم .

 

با این توضیح متوجه می شویم که در علم فقه، علم تفصیلی ( علم مجتهد ) مورد بررسی قرار می گیرد و نه علم اجمالی ( علم مقلد )  

 

با بیان این مقدمات، به تعریف اصول فقه می پردازیم :

اصول فقه: علمی است که در آن از یک سری قواعد بحث می‌شود که مجتهد با استفاده از این قواعد حکمی شرعی را به دست می آورد ( همچنین قانون گذار هم می تواند با استفاده از این قواعد، قوانین و مقرراتی را وضع می کند)


برچسب‌ها: تعریف علم اصول فقه, اصول فقه, مبادی اصول فقه, تعریف فقه

تعریف علم اصول فقه

نوشته : حمید داودآبادی فراهانی |
اصول فقه،  علمي است از روش ها و قواعدی كه در راه استنباط حكم شرعي بكار گرفته مي شود ، بحث می کند.


برچسب‌ها: تعریف علم اصول فقه, تعریف اصول فقه, اصول فقه, آموزش اصول فقه, مبادی اصول فقه

موضوع اصول فقه

نوشته : حمید داودآبادی فراهانی |

در تشخيص موضوع اصول فقه سه نظر پيدا شده است :

1 -  اينكه موضوع اصول , ادله چهارگانه باشد از لحاظ اتصاف آنها به دليل بودن .

2 -  اينكه موضوع اصول , همان ادله چهارگانه باشد ليكن از لحاظ ذات , نه به اعتبار دليل بودن .

3 -  اينكه موضوع اصول , بخصوص ادله , مخصوص نباشد بلكه امرى باشد كلى و عام كه چنانكه بر ادله صادق است بر ديگر موضوعات مسائل اصول نيز منطبق باشد هر چند اين امر كلى , نامى مخصوص نداشته باشد .

نظر نخست از اين راه مورد اشكال شده كه در فن اصول گاهى درباره حجت بودن خود ادله , كه تعبيرى ديگر است از دليل بودن آنها , بحث مى شود مثل اينكه بحث مى شود كه ظاهر كتاب حجت است , خبر واحد حجت است و اجماع حجت است , پس اگر كتاب و سنت و اجماع باعتبار دليل بودن , موضوع فن باشد اين مباحث در مبادى اصول بايد گنجانيده شود نه اينكه از مسائل آن قرار داده شود زيرا مباحثى كه به تصور يا تصديق موضوع علم يا اجزاء آن مربوط است معقول نيست كه در عداد مسائل آن شمرده شود چه عالم شدن به مسائل هر علمى متوقف است بر اينكه موضوع آنها , كه با موضوع دلم متحد است , از پيش معلوم باشد پس اگر عالم شدن به موضوع هم يكى از مسائل خود آن علم قرار گيرد دور پديد مىآيد و محال بودن دور بى نياز از استدلال است پس مسائل هر علمى از آن هنگام آغاز مى گردد كه موضوع آن علم , هم از حيث تصور و هم از حيث تصديق , به طور كامل , معلوم شده باشد .

چون اين اشكال بر نظر نخست وارد بوده و التزام به خروج آن مباحث , از مسائل اصول روا نمى نموده ناگزير نظر دوم به ميان آمده و بدين وسيله اشكال ياد شده , منحل گشته است چه بر فرض اينكه اين ادله , به ماهى هى و از لحاظ ذات ,موضوع باشد بحث از حجت و دليل بودن آنها بحث از عوارض است نه از اصل ذات پس همه آن مباحث ياد شده از مسائل فن به شمار مى رود نه از مبادى آن .



برچسب‌ها: موضوع اصول فقه, موضوع علم اصول فقه, تعریف علم اصول فقه, علم اصول فقه, اصول فقه دانشگاهی

پربازديدترين مطالب سايت